تبليغاتX
وقتشه با هم باشیم

وقتشه با هم باشیم

 

مارشال بروس مترز با نام مستعار امینم در تاریخ 17 اکتبر

 

1973 متولد شد . مادرش (دبی) در هنگام تولد او 18

 

 سال سن داشت اما سن پدرش نامعلوم است .

 

 پدر و مادر امینم از همان اوایل با هم مشکل

 

 داشتند تا حدی که وقتی امینم فقط 6 ماه سن

 

داشت آنها را ترک کرد از آن پس زندگی آنها

 

سخت تر از گذشته شد و دائما در اطراف میشیگان

 

 در حرکت بودند تا سرانجام در 12 سالگی در شهر

 

 دیترویت ساکن شدند .

 

امینم به مدرسه روز ویل رفت ولی در درس

 

 خواندن موفق نبود چنان که 3 سال در کلاس

 

 نهم باقی ماند و دوره دبیرستان را در شهر

 

 وارن سپری کرد و در همان جا با دختری به

 

 نام کیم آشنا شد .

 

 که مثل خود او تنبل بود. کیم از دختران سرکش

 

مدرسه بود که بعد از چند وقت همراه امینم از

 

مدرسه اخراج شدند و بعد از مدتی با هم

 

ازدواج کردند . در سال 1995 صاحب دختری

 

 شدند به نام (هیلی جید اسکات) .

 

 

 

Curtains Up

 

Evil Deeds

 

Yellow Brick Road

 

Like Toy Soldiers

 

Mosh

 

Puke

 

MY 1st Single

 

Crazy In Love

 

Just Lose It

 

Rain Man

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1384ساعت 5:4 PM  توسط موهبت  | 

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1384ساعت 4:17 PM  توسط موهبت  | 

 

Intro

Davaj Davaj

Do You Realise

Protect Your Ears

Angel

(Music Is My Language(With Arash

Here Comes The Rain

Screw You

درود و سلام. من DJ Aligator هستم و اين مصاحبه رو هم از سوئد

انجام ميدم.

اسم واقعی ات چيه؟

اسم اصلی من علی هست. علی مواسات.

پس اسم Aligator رو هم از اين اسم گرفتی!؟

بله. دو تا اسم رو قاطی کردم. يکی Ali که اسم خودم هست و کلمه

Aligator که در انگليسی معنی سوسمار ميده!

ساخت آهنگ Whistle Song که يکی از معروف ترين آهنگ های

 تو هست به چند سال پيش بر می گرده؟

من اين آهنگ رو در فروردين ماه سال ۱۳۷۹ بيرون دادم.

سبک کارت چيه؟

بعضی ها ميگن سبک کار من Techno يا Trance هست. اما من

خودم ميگم سبک کارم Club Music يا Dance Music هست.

بچه کجای ايران هستی؟

من در تهران به دنيا اومدم. در خيابان شريعتی نزديک پل سيدخندان.

 اتفاقاً يک پارکی هم اونجا بود به نام " کوروش" که بچگی هام هميشه

می رفتم اونجا و بازی می کردم.

مثل اينکه معروف شدنت توی اروپا و دنيا توی دوران کودکيت و همون

 سيدخندان خودمون ريشه داشته، درسته؟

بله درسته. من از ده سالگی کار موسيقی رو شروع کردم. يادمه تولد ده

 سالگی ام از پدرم يک "ملوديکا" کادو گرفتم. انقدر عاشق اين ساز شدم

که هر وقت آهنگی رو گوش می کردم، نيم ساعت بعدش می تونستم اون

 رو بزنم! بعد ديگه کارم انقدر خوب شده بود که من رو توی عروسی

و جشن تولد در و همسايه ها می بردند که من اونجا براشون ملوديکا بزنم.

الان چند سالته؟

۲۹ سالمه.

درس موسيقی هم خوندی؟

بله. خواهر من در دانمارک زندگی می کرد و من هم برای ادامه درسم

وقتی از ايران خارج شدم به دانمارک رفتم. اونجا درسم رو توی دانشگاه

 موسيقی شروع کردم. حدود ۴ تا ۵ سال طول کشيد که تونستم رهبری

 موسيقی ( يا همون دکترای موسيقی ) رو بگيرم. ۱۵ سال دانمارک

 زندگی کردم و بعد از اون به سوئد اومدم. من در رشته موسيقی کلاسيک

 تحصيل کردم.

پس چی شد که رفتی توی کار موسيقی الکترونيک؟

وقتی توی دانشگاه موسيقی درس می خوندم وضع مالی خوبی نداشتم و

 سه جای مختلف کار می کردم. اون موقع دستگاه هايی مربوط به موسيقی

 اجاره کرده بودم که بايد پول اونها رو در می آوردم! شايد در ماه فقط چيزی

 در حدود ۴۰ تا ۵۰ پوند توی جيبم می موند!

يکی از کارهايی که انجام می دادم پيتزا فروشی بود، صبح ها هم روزنامه

پخش می کردم و بعضی وقت هام توی کارخونه کار می کردم! من هر

کاری می تونستم می کردم چون خيلی دوست داشتم اين رشته رو ادامه بدم.

چند وقت بعد يکی از دوستام به من گفت اگر می خواهی بيشتر پول در بياری،

 برو و در يک ديسکو در کپنهاگ (پايتخت دانمارک) کار کن. چون اونها

 به يک DJ احتياج دارند. من هم همين کار رو کردم و کار خودم رو

 توی اين ديسکو شروع کردم.

تو ديسکو موسيقی های ديگران رو پخش می کردم. توی همين کار کم کم

به موزيک های Club، Trance علاقمند شدم. از اون به بعد هر وقتی

 که می تونستم برای خودم آهنگ درست می کردم. من توی يک اطاق

 دانشجويی زندگی می کردم که به اندازه ۲۰ متر مکعب (!) بود.

 من حتی زير Mixer می خوابيدم! يعنی تشکم زير Mixer بود چون انقدر

 اطاق کوچيک بود که نصف اون رو فقط دستگاهای موسيقی من گرفته بود!

DJ يعنی چی؟

DJ مخفف کلمه Disc Jockey هست که توی جشن ها يا کلوپ ها

 آهنگ های مختلف پخش می کنه. اما DJ های الان مثل DJ های قديم نيستند.

 الان اينها برای خودشون يک ستاره شدند. من جاهايی ميرم و DJ هايی

 ديدم که وقتی برنامه اجرا می کنند حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر فقط ميان که

 اون DJ رو ببينند!

حالا چرا اسم تو شد DJ Aligator ؟

من دکترای موسيقی دارم و هر کسی هم نميدونه که من اين مدرک رو دارم

 و اکثراً فکر می کنند من فقط يک DJ هستم! اما کمپانی ضبط من زمانی

 که می خواستم اسم انتخاب کنم، گفت چون تو رو به عنوان يک DJ

می شناسند بهتره اسم خودت رو DJ Aligator بگذاری!

 خودت چه جوری با اين مسئله کنار اومدی؟

من گفتم حالا که وارد اين کار شدم، فعلاً همه من رو به عنوان DJ بشناسند.

 اما شايد بعداً اون رو عوض کردم! ولی فعلاً به اين اسم عادت کردم.

برای خيلی ها جالبه که تو موسيقی کلاسيک کار کردی اما رفتی تو سبک

 ديگه ای مثل Club Music و به اين سبک آهنگ درست می کنی.

 اين تغيير چه جوری به وجود اومد؟

من در دانشگاه بايد از روی نت های موسيقی ديگران مثلاً پيانو می زدم.

 بعد از چندين سال که اين کار رو کردم خسته شدم. به خودم گفتم چرا

 من بايد بشينم و نت های ديگران رو جلوم بذارم و آهنگ های اونها رو بزنم!

 دوست دارم که آهنگ هام رو خودم بنويسم. وقتی هم شروع به کار DJ

کردم عشقم به اين سبک موسيقی خيلی زياد شد.

خیلی متشکریم از اینکه وقت تو به ما دادی .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1384ساعت 1:14 AM  توسط موهبت  | 

 

اینو می دونین که کامران همسر مورد علاقه ی خودشو

 پیدا کرداین خانم خوش بخت کسی نیست جز

شقایق ، هنرمند عزیز کشورمون این دو زوج خوش

 بخت شهریور همین امسال عروسیشون هست.

چی می شد ما هم دعوت می شدیم.

این دوست دختر هومن نیست ، دوست کتی هست

موزیک ویدئوی من تو رو می خوام

دانلود

موزیک ویدئوی اون با من

دانلود

اینم موزیک ویدئو جدید کامران و هومن به نام ۲۰

از دستش ندید.حتما دانلود کنید.

دانلود

پشت صحنه موزیک ویدئوی ۲۰ از کامران و هومن

part1  

part2

part3

گفتگو با کامران و هومن :

خلاصه تو اون پنج روز و شب دوبی من شاهد اين بودم که کامران و هومن چقدر

 

 ملاحظه کارو خاکی و در عين حال با ادب هستن تو اين چند روز همراه اين

 

بچه ها سوار مينی بوس رفتيم دور و بر دوبی که عکس امضا کنن .رفتيم شام

 

و ناهار و گردش و بالاخره کنسرت. البته اونها بالای صحنه بودن ما پشت صحنه.


نتيجه اين چند روز معاشرت عکسها ( از افشين دهکردی) و حرفهائيه که اينجا

 

 می بينين. بعدش بچه ها رفتن آمريکا که آلبوم جديدشون رو تموم کنن.

 

با کامران و هومن توی دوبی هستيم. بچه ها سلام ، اين سفر چطور بود ؟

 

هومن : خيلی خوب بود. چرا که دوستان ايرانی رو بيشتر از نزديک ديدم.

 

تونستيم بيشتر باهاشون بشينيم و صحبت کنيم و اونها هم از آهنگ هايی که

 

 دوست داشتن برامون گفتن. کلاً خيلی خوب بود.

 

کامران : خيلی خوب بود بهزاد جان. اومديم اينجا با دوستان به

 

 Virgin Record رفتيم. دوستان ديگه ای هم اونجا بودن. کارت پستال

 

براشون برديم. يک سری هديه های کوچولو به عنوان يادگاری براشون برديم و

 

 يک دنيا کيف کرديم. چون هر دفعه که دوبی اومده بوديم انقدر نزديک نبوديم و

 

 بيشتر روی صحنه بوديم و معمولاً بعد از کنسرت ها از خوابمون می زديم که

 

 مردم رو ببينيم. اما اين دفعه فرق داشت و خيلی خوب بود.

اتفاقاً من هم می خواستم همين رو بگم چون با کامران و هومن بودم.

 

البته نه اينکه خودشون بخوان! دعوتم نکردن، اما من مثل انگل بهشون

 

 چسبيده بودم! ولی شايد توی اين سه چهار روز، زودتر از ۵ صبح

 

 نخوابيدين، بعضی وقت ها حتی تا ۸ صبح بيدار بودين! درسته هومن؟

 

هومن: آره. حتی بعضی وقت ها تا ۹ صبح بيدار بوديم!

 

 

تو Virgin Record که رفته بودين مردم زيادی جمع شده بودن و ازدحام

 

 انقدر بود که من نزديک بود چند بار چپ کنم! جريان اين روسری ها چی بود

 

که بين مردم پخش می کردين ؟

هومن: روسری نيست. "بندنا" هست که هم می تونين سر رو باهاش بپوشونين و

 

 هم روی دست ببندين!


کامران: روی اين بندنا ها و همين طور روی کارت های ما ، علامت K و H

 

 هست که ميشه کامران و هومن. اين يه يادگاری کوچيکی بود که دوست

 

داشتيم مردم از ما داشته باشن.

 

من راجع به همين بندنا بگم که يه جيزی مثل دستمال يزدی خودمون هست ،

 

اما مدل لس آنجلسی! البته آرم بچه ها قراره عوض بشه و يک B ( بهزاد )

 

 هم بهش اضافه خواهد شد!!! خلاصه بچه ها ما خيلی با کنسرات شما حال کرديم.

 

 از کنسرت معين و شادمهر و هنگامه با همکارم افشين دوييديم اومديم ، به

 

 آخرين آهنگ سياوش قميشی رسيديم و بعدش شما اومدين روی صحنه.

 

چطور بود کنسرت دوبی ؟

 

 

هومن: خيلی خوب بود. انرژی زيادی مردم گرفتيم.


کامران : توی دوبی که ميايم مردم بوی ايران رو با خودشون ميارن و ما

 

 اينجا که ميايم خيلی کمتر احساس غربت می کنيم تا وقتی که ميريم جاهای ديگه.

 

 از همه شون تشکر می کنيم که اين هديه رو برامون ميارن.

 

 

اتفاقاً اين دفعه شما با لباس سفيد روی صحنه اومدين و عکس های جالبی

 

 هم از شما گرفتيم.

 

کامران: درسته. دوستان معمولاً عادت دارن ما رو با رنگ لباس سياه

 

می بينن اما اين دفعه دوست داشتيم با رنگ سفيد که رنگ صلح هست

 

 روی صحنه بياييم.

 

وقتی توی دوبی برنامه اجرا می کردين ، مردم رو نگاه می کردين؟

 

هومن: بله. نگاه می کنيم. اتفاقاً فاميل ما هم از ايران اومده بودن و وقتی اونها

 

 رو ديدم حسابی احساساتی شدم.

 

توی عکس ها وقتی داشتين به مردم امضاء می دادين ، مادربزرگتون

 

 هم هست. درسته ؟


بله. نزديک ۱۸ سال بود که فاميلمون رو نديده بوديم و فکر کنم ۲۲ نفر

 

 از فاميل های ما اومده بودن اينجا.

 

کجا ملاقاتشون کردين ؟

 

کامران: اول می خواستيم جايی باشه که يک مقدار خصوصی باشه.

 

اما جايی که انتخاب يا شانس ما شد، City Center بود! شلوغ ترين جای

 

 دوبی! اونجا که رفتيم فاميل ها رو بعد از ۱۸ سال ديديم ... گريه و زاری ... ما

 

 همين جوری که مشغول بغل کردن و بوس کردن بوديم ، بين فاميل ها ،

 

هموطنانمون هم حضور داشتن و حسابی متعجب شده بودن که ما رو ديده بودن

 

و از ما عکس می گرفتن!

 

هومن: من از کامران می پرسيدم اين کيه ؟ خاله مونه ؟ می گفت نه !

 

اين خانم اومده باهامون فقط عکس بگيره !!! گفتم اوه ! من دو ساعته دارم

 

 ميگم دلم خيلی براتون تنگ شده !

من فکر می کردم مادربزرگت يکی از طرفدارهای شماست! اما ديدم نه

 

واقعاً مادربزرگته ! توی فاميل از همه جالب تر ، کی بود که ديديش ؟


هومن: مادربزرگم. خيلی دوست داشتم ببينمش.

 

چه کسی رو تعجب کردی وقتی ديديش ؟


پسر خاله مون که بزرگ شده بود! داشتن خانواده کنار انسان واقعاً

 

بزرگترين نعمته.

 

روی صحنه که بودين اين همه خستگی و احساسات ، روی اجراتون

 

 تاثيری نگذاشت ؟

 

هومن: من وقتی خواب آلود باشم و برم روی صحنه بيشتر انرژی دارم!

 

 نمی دونم چرا اينجوری ام! ولی با انرژی که فاميل و هموطنان عزيز به

 

 ما ميدن ، اگر ۲۰ ساعت هم نخوابيده باشی و بری اون بالا ، ديگه همه چی

 

 فراموش ميشه.

 

کامران: شايد بعد از کنسرت خسته بشی. اما اون لحظه که پامون رو روی

 

 صحنه می ذاريم ، عقربه ساعت می ايسته و انگار ميری يک دنيای ديگه!

 

روی صحنه شما آهنگ هايی از گروه Black Cats هم خوندين. آهنگ

 

 جديدی هم خوندين ؟

 

کامران: ما با گروه بسيار عالی Black Cats که باعث افتخار ما هست ،

 

دو آلبوم بيرون داديم به نام های "سيندرلا" و "Pop Father" ... از اين دو

 

آلبوم تقريباً ده آهنگ اجرا کرديم. به اميد خدا به زودی دوباره بر می گرديم به

 

 دوبی و اين بار با آهنگ های جديدمون.

 

توی اين آهنگ ها با چند نفر از هنرمندان عزيز کشورمان همکاری کرديم

 

که دوست دارم اسمهاشون رو بگم ... آقای "رامين زمانی" که تهيه کننده

 

 اين آلبوم هستند و "خانم مريم حيدرزاده" که افتخار اين رو داريم که اشعار

 

 ايشون رو بتونيم در آلبوم جديد بخونيم. اميدوارم اين کار که من و هومن

 

 با آقای رامين زمانی و خانم مريم حيدرزاده اجرا می کنيم ، به دل دوستان بشينه.

 

هومن: اسم اين آلبوم هم هست "بيست".

 

بيست ... جالبه ... نمره ای که ما هيچ وقت به عمرمون نديديم !!!


البته توی شعر خانم حيدرزاده و همچنين توی ويدئوی اين شعر خواهيد ديد

 

 که چرا اسم اين آلبوم شده بيست!

 

شعرهای مريم حيدرزاده يه جوری هست که تاثير می ذاره روی سبک ...

 

 يعنی ميشه گفت سکوی پرتابی ميشه برای آينده کاری ، نه ؟

 

هومن: دقيقاً. احساسی که مريم توی شعرهاش داره ، خود ما رو هم

 

احساساتی کرد. کامران خودش چند بار توی يکی از آهنگ ها اشک ريخت!

 

اين آلبوم کی مياد بيرون ؟

 

هومن: فکر کنم در ماه اکتبر ( آبان ) بياد توی بازار. دو تا ويدئو تا به حال

 

 هم برای اين آلبوم درست کرديم و پنج شش تا ديگه هم قراره به زودی درست

 

 کنيم.

 

هومن، درباره رقصيدن می خواستم ازت بپرسم. ميدونم که تو طرفدار

 

 Michael Jackson هستی. روی صحنه هم شما رقص هماهنگی می کردين

 

 ... ميشه بيشتر برامون توضيح بدی ؟

 

هومن: ما رقصنده داريم که قراره برای کنسرت نوروز ، اونها رو هم با

 

خودمون بياريم و با هم برقصيم.

کامران: رقصيدن روی صحنه کار سختيه. بيشتر وقت ميخواد ، بيشتر ورزش

 

 می خواد و کلاً خوندن هم سخت تر ميشه. چون وقتی تحرک داری ، نفس

 

 گرفته ميشه. سعی می کنيم اين برنامه های زنده ما به جايی برسه که بگيم

 

ما هم می تونيم ... ما هم می تونيم اين رنگ و اجرا رو داشته باشيم.

 

هومن توی خونه هم می رقصی؟

هومن: ما هر جا ميريم ، هم می خونيم و هم می رقصيم. چه تو اطاق

 

باشه چه با دوستان!

 

من خيلی خواننده ها رو ديدم که پشت صحنه ، جلوی ميکروفن و جلوی

 

 دوربين ، سه تا شخصيت مختلف دارن. اما کامران و هومن يک جورن.

 

به خاطر همين خيلی خوشحالم با شما آشنا شدم و توی کنسرت های ديگه

 

 هم قول ميدم مثل کبک روتون فرود بيام!!!

 

من هم ممنونم. بهزاد جان تو هم از خانواده هنری ما هستی.

 

بیوگرافی هومن:

هومن بزرگ شده مونترال ونكور كانادا است واو بوسيله برادر بزرگترش

 كامران و گروه پرواز كه كامران عضوي از آن بود مطرح شد.هومن

در مدرسه موسيقي خوانندگي ونواختن پيانو را شروع كرد. او هچنين

 با دوستانش در چندين نمايش هنري مدرسه و دانشگاه شركت داشتند.

هومن همچنين برگزيده مدل يكي از معروف يكي ازمحبوب ترين طرح هاي

لباس و پوشاك دركانادا در مدل هاي مختلف بود. بعد از ملاقات با شهبال

 شبپره گروه بلك كتس را در سال  1998تشكيل دادند,هومن فرصت مناسبي

 را براي پيوستن به بلكتس بدست آورد و دوره ي موسيقي خود

 را در لوس انجلس به عنوان يك خواننده در اين گروه با آلبومي كه

سيندرلانام داشت و در سال 1999 انتشار يافت. و اين آلبومي بود كه

 بيشترين فروش را در بازار داشت. كه باعث شد فصل جديد و خوبي در

اوباز شود .و اين فقط اغاز كار او بود براي مهروف شدن.

اسم كامل: هومن جعفري

محل تولد: تهران - ايران

تاريخ تولد: 23 نوامبر

محل بزرگ شدن:  آمریکا - کانادا

رنگ مو: مشكي

رنگ چشم: قهوه ايي تيره

محل زندگي: كاليفورنيا

نام مستعار: هامي هومی

خانواده: كامران برادر بزرگتر,كتي خواهر كوچكترمادر و پدر

زبان هايي كه صحبت مي كني:فارسي,انگليسي,اسپانيايي و فرانسوي

زبان هايي كه مي خواني : فارسي,انگليسي,اسپانيايي و فرانسوي

سر گرمي ها : نواختن پيانو براي بيان احسساسات,ساختن آهنگ,رقصيدن,

ايفاي نقش ونمايش,نگاه کردن و بازي كردن فوتبال بستكتبال,هاكي,

 كشتي و صرف كردن وقت هايي كه با برادرم كامران

عشق ها: خواننده گي و اجراي هنر هاي نمايشي برروي صحنه

نفرت ها: شيطان درون خودم

ماشين موردعلاقه: بي ام و

هنر پيشه هاي مورد علاقه:آلپاچينو,رابرت دنيرو,رابين ويليمز جيم كري,

جوليا رابرتز ,لئوناردوي دي كاپريو,زتا,كريس تاكر,ساموئل جكسون, تام كروز,...

غذاي موردعلاقه: غذا هاي سريع (سرد)

رنگ هايمورد علاقه: قرمز و رنگ هاي اشتيا ق اور و تند

ميوهاي مورد علاقه:اناناس هندوانه خنك و كيوي ترش

حيوانات موردعلاقه: سلطان جنگل شير, همه ميمون ها

محل هاي موردعلاقه: افريقا , باطر حيوانات

آهنگ هاي موردعلاقه در بلك كتس:همه اهنگ ها

دختر بايدچگونه باشد: درستكار لبخند زيبا رفتم در خيابون

 وچه روزي متوجه وقتي راه مي شدي معروف شدي: بسياري از مردم

 مي شناسند من را و پشتيباني ميكنند,اين هست يك احساس خوب

چه پيامي براي دوست دارانت داري: عشق ها هستند كه ما را بسوي

 همه خوبي ها وبهتر ها هدايت مي كنند, ايمان خود را نگه دارين 

 بیوگرافی کامران:

 

 كامران بعد از اغاز كردن دوره دبيرستان درمونترال كانادا علاقه شديد

 

 وقابل توجهي به موزيك در بين خانواده ودوستانش پيدا كرد . او در سنين

 

 جواني به يك گروه پيوست.او خواندن را در كلوپهاي مختلف در هفته

 

شروع كرد " اگر چه اودر اين را بسيار جوان بود تحصيل در مدرسه

 

براي او قسمت بزرگي از زندگي بود" رشته تحصيلي او به مدت سه سال

 

تكنسين خلباني بود.

 

بعد از مهاجرت به ونكوكامران به رامين زماني پيوست" كه رامين اگاه

 

بود نسبت به موسيقي البته نه تنها درمونترال بلكه مبتكر در موسيقي

 

ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله درگروهي كه پرواز ناميده

 

مي شد رسيدند. اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري

 

داشتند. فريدون"هنگامه و كامران"سه نفر خوانندهي اين گروه بودندو

 

در تمام مدت رامين زماني نوازنده گيتار وكال بود. و علي الهي كيبورد

 

 مي نواخت وقاسمي هم نوازندهي پركاشن بود. انها با هم ديگر يك

 

 اهنگ به نام ايران.ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند. اين بزرگترين

 

 بود كه انها كسب كرده بودند. اهنگ" ايران ايرانم" نوشته ، ساخته

 

 وتنظيم رامين بود. بزرگترين فرصت غير منتظره در راه بود,وقتي كه

 

بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود,"بلكتس"

 

 شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران

 

محبوبيت بسيار داشت,او با كامران ملاقات كرد. بعد از اين ملاقات

 

كامران وبرادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتس بودند.اين تصاحب

 

 يك فرصت باور نكردني در مرحلهاي ديگر در زندگي كامران بود. كامران

 

 مفتخر بود از اين عضوي از گروهي شده كه سوپر استارهاي و موريسين

 

 هاي متعدد . مطرحي در موسيقي ايراني داشته است. حالا انها با يكديگر

 

 گروه بلكتس هستندكه اين شروع نوشته تاريخچه افسانه اي است.

 

بهتريتي كه هنوز در راه آمدن است.

اسم كامل: كامران جعفري

تاريخ تولد : 25 نوامبر

محل تولد: تهران - ايران

محل بزرگ شدن:ايران - كانادا -آمريكا

رنگ مو:مشكي

رنگ چشم : قهوه اي تيره

محل زندگي : كاليفورنيا

نام مستعار : كامي

سر گرمي ها : نواختن كيبورد و پيانو در خانه,ساختن اهنگ,رقصيدن,

نگاه گردن و بازي كردن وتبال بسكتبال و هاكي ,نگاه كردن فيلم وصرف

 كردن وقت هايي كه با برادزم هومن

عشق ها : خانواده ام ,وانندهگي واجراي هنرهاي نمايشي بر روي صحنه

نفزت ها : شيطان درون خودم

ماشين مورد بي ام و

هنر پيشه ها ي مورد علاقه : آليا چينو

غداي مورد علاقه : قورمه سبزي

رنگهاي مورد علاقه: آبی و قرمز

ميوه هاي مورد علاقه : هندوانه,پرتقال و آناناس

حيوان هاي مورد علاقه :  ببر و شامپانزه ها

محل هاي مورد علاقه : جنگل هاي باراني آمازون

خواننده مورد علاقه : مايكل جكسن,جورج مايكل,

آهنگ مورد علاقه در بلکتس : تمامي اهنگ ها

دختر بايد چگونه باشد : رومانتيك , مهربون, صادق وبا  احساس

چه چيزي از دخترتوجه تو رو جلب میکنه ؟  صورت و چشم هاي گويا

چه روزي متوجه شدی که معروف شدی؟  وقتي كه ما خارج مي شيشيم

 ازفروشكاه در پياده رو,مردم ميان و عكس مي گيرن با ما و مي پرسن

از ما؟ اين بود لحظه خيلي خاصي. ما هستيم خوشحال از اينكه در قلب

مردم جا داريم ,مام همه اونهارو دوست داريم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1384ساعت 2:56 AM  توسط موهبت  | 

  محمد رضا گلزار:

محمدرضا گلزار متولد سال 1354 ساکن محله اندیشه

 

می باشد . یک برادر کوچکتر و یک برادر و خواهر

 

 بزرگتر دارد . مجرد و فارغ التحصیل رشته مهندسی

 

مکانیک از دانشگاه آزاد در زمینه های موسیقی ،

 

 سینما و تبلیغات فعالیت می کند . به ورزش های

 

 والیبال ، اسکی ، شنا علاقه دارد و در حال حاضر

 

کاپیتان تیم والیبال هنرمندان است .گیتاریست سابق

 

 گروه آریان بوده و در نواختن گیتار ، ارگ ، پرکاشن

 

 مهارت دارد .

 

 

 

 

 

 

مصاحبه بهزاد با شهرام کاشانی:

 

بهزاد: ما الان لب ساحل اقيانوس آرام نشستيم. مثل اينکه تازگی ها

 

 اينجا اومدی، نه؟

 

شهرام کاشانی: من دو سالی ميشه " سن ديگو " زندگی می کنم. اينجا

 

 تقريبا 120 مايل با لس آنجلس فاصله داره.

 

اتفاقاً يه چيز جالب بگم که ما شايد تنها کسانی باشيم که در اين هوای

 

 خوب کنار دريا، هم کلاه گذاشتيم و هم لباس مشکی پوشيديم!

 

اتفاقاً منم وقتی ديدم شما هم مشکی پوشيدی به همين موضوع فکر کردم!

 

آلبوم جديدت " خوشحالم " وارد بازار شده. اما متاسفانه قبل از اون

 

چند تا از آهنگ هاش رو روی اينترنت گذاشته بودن!درسته

.

دو تا از آهنگ های آلبوم به صورت ويدئو پخش شده بود و اونها

 

هم از روی تلويزيون کپی گرفته بودن و روی اينترنت گذاشته بودن.

 

ولی چند تا ديگه از آهنگ هام که به صورت " اتود " بودن يواشکی

 

رفت روی اينترنت! نمی دونم بچه ها از کجا اين آهنگ ها رو پيدا

 

 می کنند! اما بدونند که ما زحمت زيادی برای ارائه اين کارها می کشيم

 

 و واقعاً درآمد خاصی برای ما و کمپانی وجود نداره و با اين کارشون

 

 همون چيز کوچيکی هم که وجود داره رو از بين می برن. اينجوری

 

 کار ما رو برای بيرون دادن آلبوم بعدی خيلی سخت می کنن!

 

درباره ساخت آلبوم " خوشحالم " برامون بگو

.

ساخت آلبوم " خوشحالم " از حدود دو سال پيش شروع شد که من تازه

 

به سن ديگو اومده بودم. دختر خانمی به نام " ترانه مکرم " که شعر

 

 می نويسد از ايران به من ايميل زد و گفت که من چند تا کار دارم و

 

می خوام براتون بفرستم. من قبول کردم و او هم شعرها رو برام

 

فرستاد. از چند تا از کار خيلی خوشم اومد و يکی از اونها رو به اسم

 

" دروغه " خوندم. اين آهنگ رو در برنامه تلويزونی تپش اجرا کردم و

 

 خلاصه کار ساخت آلبوم " خوشحالم " از همون جا شروع شد.

 

بعد به دبی رفتم و با يکی از دوستان به نام " شهرام فرشيد " آشنا شدم.

 

 وقتی بيشتر با شخصيت همديگه آشنا شديم شروع کرديم به کار کردن.

 

اتفاقاً من متوجه شدم تو از جمله هنرمندهايی هستی که روی

 

شخصيت افراد اهميت ميدن و خيلی مهمه که روحيت باهاش بخونه

 

 يا نه! راجع به عکس های روی آلبومت هم وقتی که داشتيم صحبت

 

می کرديم، همين حرف رو زدی که با عکاس جور شدی و تونستی

 

 اين عکس ها رو بگيری.

 

درسته. راستی عکس ها رو آقای " سعيد نوشين فر " گرفته که سال های

 

 زياديه که کارعکاسی انجام ميده.

 

سابقه کاری تو به سالهای قبل يعنی دهه نود بر ميگرده. من خودم

 

 اولين بار تو رو درلندن ديدم و يادمه که اون زمان موهات بلند بود.

 

 اسم آلبوم اولت يادت مياد و اينکه چه سالی اون رو بيرون دادی؟

 

آلبوم K۱ در سال ۱۹۹۰ از شرکت پارس ويدئو اولين آلبوم من بود.

 

 ما اون موقع ها خيلی سختی کشيديم. الان هر کسی می تونه آلبومی بيرون

 

 نده ولی معروف بشه و ديگه اون دردسر قديم رو نداره. مثل خواننده ای

 

به نام " دی جی مريم ". الان بچه ها با بودن اينترنت و برنامه های راديويی

 

 می تونن يک روزه صداشون رو به همه دنيا برسونن. ۱۵ سال پيش ما

 

اين امکانات رو نداشتيم و سختی های زيادی کشيديم.


يه يادی هم بکنيم از آلبوم قديمت " به کسی نگو " که من خيلی دوست

 

 داشتم دربارش باهات مصاحبه کنم و البته نشد. اما حالا که تير من

 

 به هدف خورده و پيش هم نشستيم

 

 دوست دارم درباره آهنگ " آفتاب " از اين آلبوم برامون بگی.

 

آلبوم " به کسی نگو " رو معمولاً به اسم آلبوم " نازی جون " ميشناسن.

 

آهنگ " آفتاب " هم جزو آهنگ های رقصی و پاپی بود که برای خودش

 

 يک استيل و تنظيم نويی داشت. شعر و آهنگ " آفتاب " کار فريبرز

 

 حاج نبی و تنظيم قشنگ اون هم کار شوبرت آواکيان بود

.

توی ويدئوی اين کار هم شما سوار اتوبوس قرمز دو طبقه، شبيه

 

اتوبوس های های لندن هستين، درسته؟

 

آره. همه فکر کرده بودن که ما توی لندن بوديم. اما من اين اتوبوس رو در

 

 لس آنجلس کرايه کرده بودم!

 

فکر کنم بزودی داری ميری اروپا و کنسرت اجرا کنی، درسته؟

 

بله. سيزدهم ماه مه ( بيست و سوم ارديبهشت ) در آمستردام هلند برنامه دارم.

 

بعد از اون هم ميرم به شهر کلن در آلمان.

 

مثل اينکه کلی دی جی هم اونجا باهات می زنن.

 

بله ما با دی جی ها روابطمون خوبه!

 

تيپ خودت هم مثل دی جی ها هست!

 

خوب پس اگه يه روزی کارمون به ورشکستگی خورد ميريم سراغ دی

 

جی شدن!

 

برگرديم به آلبوم " خوشحالم " و آهنگ " دروغه ".

 

ترانه مکرم عزيز شعر اين آهنگ رو نوشته و دوست خوبم مهدی زنگنه

 

 آهنگ اون رو ساخته و شوبرت آواکيان هم تنظيم اون رو انجام داده.

 

چی شد از لس آنجلس به اينجا ( سن ديگو ) اومدی؟

 

من در لس آنجلس زياد از محيط کاری و هنری راضی نبودم. شايد اين

 

به خاطر کارهای زيادی باشه که انجام ميدی و جوابی نمی گيری.

 

ولی به هر حال من اين کار رو ۱۵ سال پيش شروع کردم. بعضی وقت

 

 هام کم ميارم و برای خودم سکوت می کنم. بعد دوباره سعی

 

می کنم انرژی بگيرم و کارهای بهتری بکنم.

 

من قبل از اينکه به سن ديگو بيام، حدود هفت هشت ماه سعی کردم از

 

 برنامه های مختلف و کار خودم دوری کنم. به هر حال آلبوم آخرم

 

 " خوشحالم " هست و سعی می کنم در آينده کارهای بهتری هم به

 

همين صورت بيرون بدم. همين جا قول ميدم در آلبوم بعديم برای تمام

 

ايرانی ها يک مژده بسيار بزرگی دارم!

 

درباره دو تا " غ " صحبت کن. بگو وقتی غصه دار (۱) ميشی

 

 غذا (۲) کم می خوری يا زياد؟

 

من وقتی که غصه دار ميشم غذا نخورم هم چاق ميشم! من اصولاً

 

می تونم در دو سه ماه ۱۵ تا ۲۰ کيلو لاغر کنم ولی خوب بعضی

 

وقت هام آدم چاق ميشه ديگه!

 

ولی خوب توی محلی زندگی می کنی که همه ورزشکار هستند

 

 و بدن همه ورزشکاريه! پس اومدی اينجا که تحت کنترل اين

 

 حس عمومی باشی؟

 

دقيقاً. تحت کنترل حس مثبت! اينجا همه با هم خوب هستند و من از

 

 آب و هوای اينجا روحيه بسيار خوبی می گيرم. به قول معروف مغز

 

 من اينجا بيشتر کار می کنه!

 

خوب حالا درباره آهنگ " گريه تو در ميارم " صحبت کنيم. اول های

 

 اين آهنگ يه جوريه که انگار داره از توی راديو صدا در مياد!

 

جريانش چيه؟

 

اتفاقاً يکی از بچه ها به من زنگ زده بود و داشت يک مقاله ای درباره

 

 همين آهنگ می نوشت و بهم گفت " وقتی اول اين آهنگ رو گوش داديم

 

 فکر کرديم اين آهنگ قديمی بوده و و بازسازی کردی ". در صورتی که

 

اصل ماجرا اينه که شهرام فرشيد وقتی اين آهنگ رو پشت تلفن من برای

 

اولين بار می خوند، من اون رو از بلندگوی تلفنم ضبط کردم. بعداً توی

 

ماشين که چند بار داشتم بهش گوش می کردم اين حس رو گرفتم که صدای

 

 خود شهرام رو اول آهنگ بذارم تا يک کار تازه ای بشه!

 

خيلی باحاله! پس اين صدای اول آهنگ، صدای شهرام فرشيده!

 

آره. صدای شهرام از بلندگوی تلفن خونه من!

 

شهرام، با آلبومت کلی ويدئو هم بيرون دادی، درسته؟

 

آره. من سه تا ويدئو از آلبوم جديدم آماده داشتم که به همراه آلبومم بيرون

 

 دادم.

 

بچه ها هميشه می پرسن چرا دخترهای ايرانی توی ويدئوهای تو

 

نيستند و چرا هميش دخترها بايد برقصند؟

 

من فکر کنم بهتره اين سوال رو از دخترهای ايرونی بپرسن که

 

 چرا توی ويدئوهای ايرونی نميان! من و خيلی از خواننده ها تا حالا

 

 ويدئوهايی هم داشتيم که توی اونها اصلاً دختری نبوده و به دل مردم

 

هم نشسته. رقصنده دختر، رقصنده پسر، ماشين، استوديو و خونه قشنگ

 

 مثل آرايش کردن و زينت دادنه و اين ها فقط زينت و آرايش ويدئو هستند!

 

خودت بيشتر کدوم يکی از ويدئوهات رو دوست داری؟

 

" پات وای ميسم تا آخرش "

 

گفتی که چند روز ديگه در اروپا کنسرت داری. معمولاً از کی

 

 تمرين رو شروع می کنی؟

 

ما حدوداً از سه ماه قبل از اومدن آلبومم تمرين ها رو شروع کرديم و

 

 بچه ها الان آمادگی بسيار خوبی دارن. در سال نو چندين کنسرت داشتيم

 

 که خدا رو شکر همش خوب بود. کارجديدی که کرديم اين بوده که

 

 استيل گروه رو عوض کرديم و موزيکمون رو خيلی قوی تر

 

کرديم. ديگه از اين به بعد مسئول صدای خودمون رو همراهمون

 

 می بريم و سعی می کنيم بيشتر تخصصی فکر کنيم.

 

لنز چشمهات رو هم می بری؟

 

اونها رو نه! من هميشه دوست داشتم کارهای جديدم با کارهای قبلی

 

 يک فرقی داشته باشه وبعضی وقت هام دوست دارم در هر آلبومی

 

قيافم رو عوض کنم! در اين آلبومم سعی کردم رنگ چشمهام رو

 

 عوض کنم و خاکستری کنم! البته اين رنگ چشم به صورت طبيعی وجود

 

 نداره اما من يک رنگی رو انتخاب کردم که بچه ها بفهمن لنزه!

 

درباره کارهای آلبوم جديدت فکر کنم اکثر شعرها از شهرام

 

فرشيده و تنظيم شوبرت آواکيان و بيشتر آهنگ هام ساخته

 

 خودته، درسته؟

 

ما در اين آلبوم همه با هم کار کرديم چون اين يک کار گروهی

 

 هست. مثلاً من به شهرام زنگ زدم و سوژه " گريه ات رو در ميارم

 

" رو گفتم و اون هم شعر قشنگی براش درست کرد. اين کارها معمولاً

 

به صورت گروهی انجام ميشه. توی کار خيلی وقت ها شعر رو

 

 عوض می کنيم، آهنگ رو عوض می کنيم و خلاصه با دعوا و

 

 کتک ( با لبخند ) آهنگ ها درست ميشه.

 

فکر می کنی محيط جايی که الان داری زندگی می کنی چقدر توی

 

 روحيه تو کمک می کنه و کلاً برامون بگو روزها چيکار می کنی؟

 

من خودم فکر می کنم برای آينده نزديک من خيلی مثبت هست. من

 

خيلی احتياج به آرامش داشتم و تصميم گرفتم که بيام و در اينجا زندگی

 

 کنم. من آدم سحرخيزی هستم و روزها زود از خواب بلند ميشم.

 

 چون اينجا کار دارم و بايد به همه اين کارها رسيدگی کنم. خيلی ساعت

 

ها پشت کامپيوترم هستم و به کارهای آهنگ های جديدم می رسم.

 

بچه ها بهت ايميل هم می تونن بزنند؟

 

بله، صد در صد.

 

همه ايميل ها رو وقت می کنی بخونی؟

 

آره. من همه ايميل ها رو می خونم. اما جواب دادن به همه اونها

 

آسون نيست. مثلاً من در روز ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تا ايميل می گيرم!

 

 در طول هفته می شينم و همه اونها رو می خونم.

 

شهرام جان خيلی ممنون که با ما بودی

.

ممنون. از همين جا هم دوست دارم از همه طرفدارهای بی بی سی

 

 تشکر کنم که اون رو هميشه حمايت کردند و همين طور از شما که در

 

 همه اين سال ها من رو حمايت کردين. آخر سر بگم که من هميشه

 

سعی می کنم آلبوم هام شبيه هم نباشن. از همين جا هم قول ميدم که

 

آلبوم آينده من اصلاً شبيه آلبوم " خوشحالم " نخواهد بود!

 

 

 

 

 

 

 

موزیک ویدئوی جیگر از شهرام کاشانی

 

دانلود

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 تیر1384ساعت 2:18 AM  توسط موهبت  | 

 Enrique

 

انریکه در هشت می هزارو نهصد وهفتاد و پنج در

 

 مادرید اسپانیا متولد شد . با اینکه در این روزها بلیط

 

 های کنسرتش کمتر به فروش می رسه اما  در ایران

 

 کلی هوادار داره.

 

 

 

 

 

 

 

 

              westlife

 

               بیوگرافی shane       

Shane Filan متولد1979\July\5 در شهر Sligo از جمهوری
 ایرلند هست و مثل همه اعضا خانوادش مذهب براش مهمه و
 هر شب دعا می خونه. والدین او Peter و Mae دو پسر دیگه به
 اسمهای Finbar و Lian و سه دختر به اسمهای
 Yvonne و Denise و Mairead دارند.Shane با اون
موی قهوهای تیره و چشمهای سبز به نظر حساس و آروم میرسه
...ولی او به عنوان یه بچه شیطون در مدرسه شناخته شده بوده.
Shane از بچگی به آواز خوندن علاقه داشته و به اندازهای عاشق
آواز خوندن بوده که مامانش براش یه سری کامل وسایل ضبظ صدا
می خره.اون دردوران بچگی توی یه مسابقه سنجش استعداد شرکت
 می کنه که به اون فرصت داده میشه که جلوی مردم بخونه و البته
 در اون کار موفق میشه.ولی آواز خوندن تنها استعداد اون در
زندگی نیست. بلکه به اسب سواری هم علاقه زیادی داره.از وقتی
 که خیلی جوون بود وارد مسابقه های اسب سواری شد.و در
موقعیت های مختلفی برنده شد.درست در سن 5 سالگی او یک
قهرمان سر بلند در Sligo بود.Shane در حال حاضر 5 اسب
داره.یکی از اولین انگیزه های ستاره شدنش برگشتن به
 زادگاهشSligo بود.جایی که دوستاشKian و Mark یه گروه
 I.O.U. تشکیل داده بودن.این گروه I.O.U. خیلی شناخته شده
 نبوده و فقط مردم Sligo اون رو می شناختند.مادر Shane
با یک شرکت موسیقی تماس داشت و مدیر اون شرکت دلش
می خواسته بدونه گروه Westlife چه جوریشکل گرفته.
Westlife در اصل با اسم Westside شروع به کار کردند
 و Nicky وByrne و Bryan MCFadden به گروه
 اونا اضافه شدند.ولی وقتی که یک گروه دیگه با اسم
 Westside در آمریکا پیدا شد اونا اسم گروه شون رو به
 Westlife تبدیل کردند. Shane به لباس آستین بلند علاقه دارد.
و همین طور از ماشین Ferrari خوشش میاد.ولی سال گذشته
یه BMW خرید.یکی از سرگرمی های Shane خرید
کردن هست و با خانوادش هم رفت و آمد زیادی داره.Shane
 قبل از شغل خوانندگی توی Coffee Shop کار میکرده.
که این Coffee Shop متعلق به خوانواده Filan
بوده. این Coffee Shop که Carlton نام داشته و در Sligo
بوده در حال حاضر بسته شده.یکی از آرزوهای بزرگ
Shane ساختن خانه مورد دلخواهش هست.خانه ای که به وسیله
آن یکی دیگر از آرزوهایش یعنی داشتن محلی برای اسب سواری
 به حقیقت بپیوندد. به گفته او یکی از دیگرخصوصیات خانه
آینده اش این هست که این خونه توی زادگاهش Sligo باشد و
 همچنین یک عمارت بزرگ باشه. اون قراره که توی خونه
جدیدش با زن آیندش زندگی کنه... و باز هم به گفته خودش زن
 ایده آل برای اوفقط یک زن خوش قیافه نیست ، بلکه از نظر
اخلاق و... خوب باشه و همین طور اون رو دوست
داشته باشه...Shane  به Michael Jackson علاقه زیادی
 داره و آرزوی ملاقات با اون رو داره.اولین نواری که Shane
خرید یک آلبوم از Billy Joel بود و یکی از آهنگهای اون
 آلبوم که Shane از اون خیلی خوشش اومده بود Uptown Girl
بود.
 که Westlife اون آهنگ رو باز خونی کردند Shane غیر از
 خوانندگی گیتار هم می زنه. خوانندگان محبوبش Craig David ,
Faith Hill , George Michael ,
Back Street Boys هستند.یکی از دیگر علتهای محبوبیت
 او چهره جذابش هست .... چیزی که خودش هم ازش تعجب
 می کنه . روز به روز به طرفداران Shane
اضافه می شه. به طوری که اون در روز Valentine حدود
7000 نامه و هدیه دریافت کرده.Shane به خاطر مشغله کاری
 زیادش همیشه از داشتنGFمحروم بوده .... البته قبل از
 شهرتش با دختری به اسم Gillian Walsh آشنا بوده و حتی
 با هم دیگه قرار ازدواج هم گذاشته بودند. البته دوستی آنها
 تا مدتی مخفیانه بود ولی بعد از مدتی همه می فهمند که
 Gillian که دختر عمو/ دختر خاله Kian بوده با Shane
دوست هست.
 
اسم : shane filan
تاریخ تولد : 1979 . جولای . ۵                                
 
اسم : bryan macfadden
تاریخ تولد : 1980 . آوریل . 12
 
اسم : kian egan
تاریخ تولد : 1980 . آوریل . 24
 
اسم : nicky byrne
تاریخ تولد : 1978 . اکتبر  . ۹
اسم : mark feehily
تاریخ تولد : 1980 . می  . 28
Tonight

Swear It Again 

Uptown Girl

Back At One

               Shane filan & Gillian Walsh

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 تیر1384ساعت 4:34 PM  توسط موهبت  | 

 

هیچ وقت گریه نکن چون هیچ کس لیاقت اشکهای تو رو نداره و اون کسی هم که لیاقتشو داشته باشه طاقت اشکاتو نداره .

وقتی که شادی ، آروم بخند ، که غم بیدار نشه

وقتی که غمگینی ، آروم گریه بکن ، که شادی نا امید نشه

 

 

 

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در می زند

در رو گشودم روی او

دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با این همه بیگانگی

هر شب به من سر می زند

 

 

 

 

 

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . این رو یادت باشه.

 

 سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد دو خط موازی رو تخته کشید . خط بالایی نگاهی به خط پایینی کرد . تو دلش عاشقش شد . خط پایینی هم نگاهی به خط بالایی کرد . تو دلش عاشقش شد . در همین هنگام بود که استاد داد زد : خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن .   

 

 

زیباترین کلمه : عشق                   پراحساس ترین کلمه : محبت

پر معنا ترین کلمه : نگاه               تلخ ترین کلمه : جدایی

عالی ترین کلمه : دوستی               بدترین کلمه : خیانت

دردناک ترین کلمه : تمسخر           و آشناترین کلمه : تو

 

 

خصوصیت دختر ایرونی : 1- دختر خوشکل تر از خودشونو نمی تونن ببینن 2- هر روزی که باهاشون آشنا بشی 3 روز بعدش به طور اتفاقی تولدشونه 3- تا حالا تو عمرشون با پسری قبل از تو حرف نزدند ، ولی تا پرینت تلفنشونو در بیاری ضایع می شن 4- اکثرا اسم پسرا رو حفظ می کنن تا بگن ما چقدر معروفیم 5- خالی بندن ، بعدم فکر می کنن کسی نمی فهمه دارن خالی می بندن 6- هر وقت خونشون زنگ بزنی تلفنشون مشغوله 7- اگر یه چیز کوجیک بهشون بگین ، زودی گریشون در میاد 8- انواع رقصها و اسم خواننده ها رو بلدن ( آخه جالبه که همه رو هم به اشتباه می گن ) 9- آخ ، که واسه یه کادو میمیرن و فدات می شن 10- کافیه که بهشون بگی : عزیزم ، ببین واست چیکار می کنم .

 

 

یک لحظه طول می کشه تا از یکی خوشت بیاد ، یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی ، یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشی ، یک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه ، یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی ، و حتی کمتر از یک ماه طول می کشه تا عاشق کسی بشی ، اما یک عمر طول می کشه تا فراموشش کنی .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 تیر1384ساعت 0:53 AM  توسط موهبت  |