يه بار يه مورچه اي داشته يه برنج با خودش ميبرده
دوستش بهش ميگه از كجابرنج آوردي ميگه ""حميد""
يه مورچه با يه پشه ازدواج ميكنه بچه دار نميشن
اگه گفتي چرا؟براي اينكه مورچه شبها با پشه بند
ميخوابيده
گاو عمو نوروز سرما مي خوره به جاي اينكه شير بده
بستني مي ده
------------------------------------------------------------------------
يه روز يه مورچه عاشق مورچه ي همسايشون مي شه
بعد دوهفته مي فهمه كه چاي خشك بوده
سبك گروه آرين ( دونه دونه دونه دونه دونه دونه )
يك مرغ قرص اكس ميخوره اسراييل ميگيرنش چرا؟
چون ميگه قدس
------------------------------------------------------------------------يك روز راننده ي يك وانت بزي را مي ذاره پشت وانت
مي بينه بزه داره گريه مي كنه ميگه چرا داري گريه
ميكني ميگه مي خوام جلو بشينم.راننده ميارتش جلو
مي بينه داره گريه مي كنه ميگه مخوام جاي راننده
باشم كه رانندگي كنم. راننده جايش را بابزه عوض
ميكنه مي بينه بزه بازم داره گريه ميكنه ميگه چرا
داري گريه مي كني بزه ميگه اين اشك شوق است.
----------------------------------------------------------------
كتاب فارسي مدارس بومي ميشود :
مشهد: آن مرد با شمع آمد
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك آفتابی آمد
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد
سنندج: آن مرد سبيل دارد
زاهدان: آن مرد را كشتند
اردبيل: آن مرد بار بُرد
قزوين: آن مرد با يک بچه آمد
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
سمنان: آن مرد در بالش پول دارد
------------------------------------------------------------------------
شيطونه گولت زد.بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش
زدم ابتكار خودم بود
------------------------------------------------------------------------
سه ضلع داره عشق و محبت
------------------------------------------------------------------------
يه روز توي يك عروسي فاميل داماد از داماد تعريف
مي كنند .فاميل هاي عروس از روي حسادت براي
تعريف از عروس ميگن گوني گوني پشكل معصومه
چه خوشگل.
------------------------------------------------------------------------
قانون 10 نيوتن : وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه نباش يه
كمي هم به خودت فشار بيار
------------------------------------------------------------------------
دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
------------------------------------------------------------------------
لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه،
داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه:
چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك
نگاه معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو مي
بينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو
خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟!
داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت
سراسيمه ميره تو اتاق باباش، مي بينه ريش باباش رسيده تا دم نافش!
لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون
اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات
مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!
------------------------------------------------------------------------
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسه اول از
معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي
زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره
و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول مي شينه پشت ماشين
و مي رسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه:
راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه:
لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
زدن ميكنن تركه ميگه خانم چقدر دهنت بو بد ميده زنه ميگه دندون
پزشكي بودم برام رو دندونم پل گذاشته تركه ميگه همون انگار
يكي زير پل ريده
------------------------------------------------------------------------
تركه به گوشي همراه دوستش تماس ميگيره خانمي كه صداش پخش
ميشده ميگه:مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد لطفا"بعدا تماس
بگيريد متشكرم.تركه ميگه اون ولش كن من باخودت كاردارم!!!
------------------------------------------------------------------------
يه تركي مي ره جنگ تيري به پيشانيش مي خوره و مي ميره وبعد
از شستنش او را نزد مادرش مي برند تا براي اخرين بار او را ببيند و
مادرش يك دقيقه همين طوراو را نگاه مي كند ويهو شروع به خنديدن
مي كند مي پرسند چرا مي خندي مي گويد خداشكرش تير توي
چشمش نخورد
------------------------------------------------------------------------
به تركه ميگن يه آگهي تبليغاتي در موردخميردندان پونه بگو ميگه خمير
دندون پونه چشما نميسوزونه
------------------------------------------------------------------------
يه بار يه تير ميخوره توي مغز يه تركه يك ساعت بعد ميميره
اگه گفتي چرا ؟چون تير يك ساعت دنبال مغز تركه مي گشته
------------------------------------------------------------------------
يه بار تركه ميره خياطي به خياط يه پارچه ميده وبه او ميگه
فردا روز حساب نياي بگي نخ نداشتم سوزن نداشتم وقت
نداشتم اصلا بيارش نميخوام بدوزيش
------------------------------------------------------------------------
يه ترك ميفته داخل چاه داد ميزنه كمك يه نفر طناب ميندازه
پايين تركه رو ميكشه بالا ميبينه مرده بعدا معلوم ميشه
طناب رو بسته دور گردنش
ترکه تو خيابون داشت راه می رفت يه هو يه ماشين بهش
ميزنه بلند ميشه ميگه : حالا من هيچی اگه يه آدم بود چی؟
------------------------------------------------------------------------
سه تا ترك خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از
خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه
برق خونشون ميره ! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ
راهنمائي ميدزدند.
------------------------------------------------------------------------
يه تركه ماكسيما ميخره پشتش خورجين ميزاره
تركه برق خونشون ميره يه قابلمه برميداره ميره در خونه
لره ميگه ببخشيد يه كم برق داريد لره بهش ميگه همين
كارارو ميكنيد كه بهتون ميگن خر حداقل يه ظرف پلاستيكي
مي آوردي تا برق نگيرتت.
------------------------------------------------------------------------ترك شب از خواب مي پره پاش ميشكنه
---------------------------------------------------------------
دفترچه خاطراتمه
يه بچه توي قزوين گم ميشه پليس اعلام ميكنه كه هركي اين بچه را
پيدا كرده امشب را كه هيچ ولي فردا شب بياد تحويلش بده تا ما پس
فردا اون را به خونواده اش تحويل بديم
-----------------------------------------------------------
اگه با يه قزويني گنده تو كوچه بن بست بودي 3 راه بيشتر نداري :
اول اينكه آب بشي بري زمين يا اينكه دود شي بري هوا يا دستت رو
بزني به ديوار توكل كني به خدا ...
-------------------------------------------------------------
تهرانی میره قزوین بند کفشش باز میشه با بدبختی یه کوچه بن بست پیدا
میکنه و دولا میشه تا بندش رو ببنده یهو یه چیزی میشه سرش رو بلند
میکنه چشمش می افته به تابلو سر کوچه می بینه نوشته کوچه دستغیب
------------------------------------------------------------------
صدهزار سال پيش يك سكه تو قزوين مي افته زمين آثار باستاني ميشه
-------------------------------------------------------------------
سه مجرم عربه و آباداني و قزويني يه رو مي برن توي يه جزيره و به
هر کدومشون يه گوريل مي دن و مي گن: هر کي بتونه بچه بيشتري
از اين گوريل ها بگيره، از مجازاتش کم مي شه. سه سال ديگه ميرن
سراغ اين مجرمين و مي بينن عربه چهار تا بچه داره، اون رو عفوش
مي کنن. مي رن سراغ آباداني يه مي بينن سه تا بچه داره، اونم عفو
مي خوره . مي رن سراغ قزويني يه مي بينن يه بچه داره. مي گن:
توي اين سه سال فقط همين يه بچه؟ قزويني يه ميگه: بابا همون
موقع من دنبال هواپيماتون کلي دويدم و داد زدم اين گوريله (نره)!!!
-------------------------------------------------------------------
جلوي درشهر قزوين مي نويسند به شهر قزوين خوش
آمديد وقتي كه مي خواي خارج شوي مي گويند خوشتون
آمد
-------------------------------------------------------------------
قزويني يه وصيت ميکنه که وقتي من مردم، منو بسوزونين و ازم
پودر بچه درست کنين
--------------------------------------------------------------------
يه روز تو صف نانوايی در قزوين دست نفر اول ميره تو پريز برق تا ته
صف همه ميميرن
---------------------------------------------------------------
عزرائيل ميره جون قزويني يه را بگيره، قزويني يه ميگه : قربونت
بيزحمت دولا شين اون وصيت من رو از زير قالي بدين به من!!!
يه روز يه قزوينيه تصميم ميگيره بره كوه نوردي همين طوريكه داشته
از كوه ميرفته بالا متوجه جمعيت زيادي جلوتر از خودش ميشه با خودش
ميگه من و اين همه خوشبختي محاله
-----------------------------------------------------------------
توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد
يه روز يه درويش ميره قزوين.وقتي ميخواد وارد شهر بشه
ميگه (ياهو) ولي وقتي ميخواد بيا بيرون ميگه (يوهو).
-------------------------------------------------------------------
يه روز يه آلماني و يه تهراني و يه اصفهاني مي افتند تو
دريا نهنگه مياد آلمانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند
پس چرا اصفهاني را نخوردي ميگه آخه دو سال پيش يه
اصفهاني خوردم تا حالا اسهالم
---------------------------------------------------------------------
یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها
میره ماه عسل
يه روز يه اصفهاني قرص اكس مي خوره ميره تو تاكسي دونفر را
حساب ميكنه؛
------------------------------------------------------------------------
در اصفهان هيچكس ساعت ندارد براي اينكه همه از ساعت
ميدان شهر استفاده مي كنند .
------------------------------------------------------------------
اصفهانيه يه موز ميخوره تا يه هفته دستشويي نميره
------------------------------------------------------------------------
يه وزنه محکم از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه اصفهاني،
اصفهاني داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ!
------------------------------------------------------------------------
يه روز يه مردي در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه و مقدار
آب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم
در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا
آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه
درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد
دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ
درستكرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون
مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن
اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را
ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان
اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست
------------------------------------------------------------------
بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان
دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و
لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو
از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای
دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه .
